تبليغاتX
هواداران پوریا پورسرخ
هواداران پوریا پور سرخ ستاره این روزهای سینمای ایران

سلام

با تشکر از شما که از این وبلاگ دیدن می کنید

و

 تشکر ویژه از آقای پورسرخ عزیز که توی این مدت خیلی به من لطف داشتن و عذر خواهی از ایشون بابت مزاحمت های زیاد من توی این مدت که همیشه با خوبی جوابگوی من بودن حتی وقتی تاجیکستان سر فیلم برداری بودن

اول یه نکته در مورد خبری که در پست قبلی آورده بودم اینکه چون نتونستم تاییدش رو از آقای پورسرخ بگیرم برداشتمش ولی هنوز تکذیب هم نشده

من از این به بعد دیگه نمیتونم آپ کنم مدیریت وبلاگ بر عهده سپیده خانوم هست ایشون تا هر وقت بخوان آپ میکنن و هر وقت هم نتونستن دیگه این وبلاگ به روز نمیشه

از همه دوستانی که از من دلخور هستن و خواسته هایی داشتن که نتونستم برآورده کنم میخوام منو ببخشن

در ضمن شرکت در نظر سنجی سایت ها و انتخاب شکرانه به عنوان بهترین سریال رو فراموش نکنین

 http://www.irib.ir/tv

http://www.simatv.ir

خدانگهدار همتون 

مواظب خودتون هم باشید

از همه التماس دعای مخصوص دارم به خصوص تو این ماه پربرکت و شب های قدرش

اینم یه عکس فکر کنم تکراری باشه ولی دیدنیه

+ نوشته شده در  جمعه ششم مهر 1386ساعت 9:40  توسط حمید  | 


سلام به همه

ضمن آرزوی قبولی طاعات و عبادات شما در این ماه مبارک و تشکر از آ قای پورسرخ که وقتشون رو به هوادارانشون میدن و به این وبلاگ سر میزنند

اول (یک خواهش):

همونطور که میدونید شکرانه شاید از آخرین سریال های آقای پورسرخ باشه پس برای حمایت از سریال شکرانه و انتخاب این سریال به عنوان بهترین فیلم ماه رمضان حتما با شماره ۱۶۲ (برای تهرانی ها) و ۰۲۱۱۲۵۳۸۳(برای شهرستانی ها) تماس بگیرید و نظرتون رو اعلام کنید دیگه تاکید نکنم همین الان هم میتونین گوشی رو بردارین و این کار که وقت زیادی نمیگیره ولی نتایج مهمی داره رو انجام بدید  نمیگم چند بار شرکت کنید! یک بار هم کافیه اگه نتیجه ای که میخوام بگیرم قول میدم یه هدیه خوب بهتون بدم

دوم (یک پیشنهاد):

از دوستانی که برای آقای پورسرخ وبلاگ زدن و زحمت میکشن و وقت میذارن تشکر میکنم من سعی کردم وبلاگ هایی که الان به روز میشن رو برای اطلاع آقای پورسرخ و به درخواست ایشون تو پیوند ها بذارم اگه وبلاگی هست و من نذاشتم حتما اطلاع بدین تا بذارم 

و با تو جه به پر بودن وقت آقای پورسرخ یه پیشنهاد دارم اینکه یه وبلاگ گروهی هم داشته باشیم و  هر آپی که توی وبلاگ خودمون میکنیم رو اونجا هم بذاریم تا وقت کمتری از ایشون گرفته بشه و مطالب همه وبلاگ ها رو هم بخونن و حاصل زحمات شما رو هم ببینن

سوم (مصاحبه) :

 مصاحبه ای که قولش رو داده بودم انجام شد فقط از اونجایی که ساعت ۱:۴۰ بامداد بود و پوریای عزیز هم خسته بودن و منم نتونستم یه برگه دیگه از سوالای خودم و بقیه دوستان رو اون موقع پیدا کنم و بعضی صحبت ها رو هم نمیشه توی وبلاگ نوشت یه خورده مصاحبه ای که الان توی وبلاگ اومده کوتاه شده. در فرصت های بعدی جبران میکنم

از طرف خودم و بقیه از بازی خوبتون توی شکرانه تشکر میکنم و بهتون خسته نباشید میگم و بهتون  تبریک میگم خیلی کار خوبه شده.

خواهش میکنم خدا رو شکر که کار مورد قبول دوستان واقع شده

کار سینمایی جدید چی دارید؟

الان فیلم نامه و پیشنهاد زیاد دارم ولی باید بیشتر بررسی کنم چون چند ماهی مدام سر فیلم برداری بودم و الان خسته هم هستم و فعلا کاری که بتونم نام ببرم و حتمی شده باشه رو نمیتونم اعلام کنم

یعنی قرار نیست در فیلم شهرمداد رنگی ها و نربامی بر آسمان آقای لطیفی بازی کنید؟

 این دوتا هم جزء پیشنهاد ها هست ولی هنوز حتمی نشده تا به صورت حرفه ای قراردادی بسته نشه نمیتونم درست اعلام کنم

برای ارتباط با هوادارن چی کار کردید؟نمیخواید سایت بزنید؟

نه فعلا با توجه به این دوتا وبلاگ خوبی که هست فعلا قصد زدن سایت ندارم و از همین طریق با هواداران در ارتباط خواهم بود

کدوم نقشی که تا به حال بازی کردین رو بیشتر دوست دارید؟

نقش رضا رو واقعا دوست دارم

کدوم نقش سخت تر بوده براتون ؟

نقش حامد به دلیل درونی بودنش خیلی سخت بود

 بعضی از مجله ها خبر دادن که قراره با یه بازیگر بالیودی هم بازی بشید درسته ؟

نه حرف و حدیث خیلی زیاده من از همه میخوام توجه کنن و به عکس ها و مطالب دقت کنند و ببینند کدوم عکس ساختگیه و کدوم مطلب درست نیست به عنوان مثال من سه ماه توی تاجیکستان درگیر کار بودم چند روز پیش که رفتم دم کیوسک دیدم چندتا مجله مصاحبه اختصاصی با من دارن!از همه خواهش میکنم اصلا این مجله ها رو نگیرن من از این به بعد هرجا مصاحبه کنم اعلام میکنم تا این مشکلات پیش نیاد

در جریان نامه گرفتن بعضی مجله ها از دوستدارانتون و یا دادن ساعت با امضای شما هم نبودید؟

نه نبودم ...اصلا این کارهایی که از بعضی مجله ها سر میزنه خجالت آوره و من نمیدونم اون چه ساعتی بوده که روش شده امضا کنم!!

به وبلاگ های دیگه ای که برای شما درست شده هم سر میزنید؟

اگه بتونم بله

درس خوندن رو الان هم ادامه میدین؟

بله حتما

خیلی از سوال ها هم شخصی بود که من نمی پرسم دیگه

 مثلا در مورد اینکه میخوای ازدواج کنی؟

بله اینم یکی از سوالات هست و خیلی هم مهمه برای بعضی از دوستان

نه اصلا این خبرا نیست و مطمئنا حالا حالا ها قصدشو ندارم و اصلا صحبتش هم نبوده خیال همه راحت باشه

خیلی ممنون که وقتتون رو به من دادید تا بتونم چند تا از سوال های طرفدارانتون رو بپرسم

خواهش میکنم

 این دفعه حسابی تایپیدم پس نظر یادتون نره

تا بعد ...خدانگهدار

+ نوشته شده در  پنجشنبه پنجم مهر 1386ساعت 12:4  توسط حمید  | 

سلام

اميدوارم نماز و روزهاتون مورد قبول واقع شده باشه و ساعات خوشي رو با شكرانه و آقاي پورسرخ گذرونده باشيد.

بنا به درخواست بعضي از دوستان فايل صوتي نظر  آقاي پورسرخ  در مورد هوادارانشون

رو دوباره گذاشتم كه ميتونيد از اينجا دانلود كنيد

اگه لينك اولي جواب نداد از اين استفاده كنيد و  ابتدا اينجا كليك كنيد و بعد از ۳۰ ثانيه رو كلمه دانلود كليك كنيد

مصاحبه هم با توجه به صحبت هايي كه با آقاي پورسرخ شد اگه خدا بخواد امشب انجام ميشه و در طول هفته آينده با مراجعه به وبلاگ ميتونيد بخونيد يا هم فايل صوتيش رو دريافت كنيد.

اخبار داغ دیگه ای که به دستم رسیده اینه که آقای پورسرخ بهمراه بازیگرانی مثل خانم باران کوثری و آقای حامد بهداد قراره توی  فيلم نردبامي بر آسمان آقاي محمد حسين لطيفي

 و

بهمراه خانم طباطبایی و آقای پور عرب و فرزاد فرزین در  فيلم شهر مداد رنگي ها از آقاي مجيد قاري زاده بازي کنند

و جالب تر اینکه:

۱- پروانه ساخت فیلم سینمایی جاذبه عشق به نویسندگی و کارگردانی آقای محمد احسانی صادر شد و طی چند روز آینده برای پذیرفتن نقش اول مرد این فیلم یا آقای پورسرخ صحبت خواهد گفتنی است نقش اول زن ایم فیلم خانم مهناز افشار هستند که حضورشان در این پروژه حتمی شده این فیلم حدود ۳۰ بازیگر هم خواهد داشت (بنا بر گفته کارگردان این فیلم)

۲- تا چند روز آینده پیشنهاد بازی توی فیلم سپیده دم اثر آقای شهرام شاه حسینی به ایشون ارائه بشه!!!

البته این اخبار هنوز مورد تایید آقای پورسرخ قرار نگرفته ولی منبع  محکمی داره

در پايان از دوست عزيزم آقاي هاشم بنا ايرايي به خاطر طراحي قالب تشكر ميكنم

اينم ۵ عكس از بازي پوريا پورسرخ در شكرانه كه واقعا عالي بوده و جاي خسته نباشيد و تشكر كردن و داره

 

 

+ نوشته شده در  شنبه سی و یکم شهریور 1386ساعت 1:41  توسط حمید  | 

در گفت و گو با فارس عنوان شد

مجموعه «شكرانه» به اهميت حق‌الناس مي‌پردازد

خبرگزاري فارس: تهيه‌كننده مجموعه تلويزيوني «شكرانه» گفت: اين مجموعه تلويزيوني به طور غير مستقيم موضوع حق‌الناس را بررسي كرده و بر اهميت آن تاكيد دارد.

منصور سهراب‌پور در گفت و گو با خبرنگار راديو و تلويزيون فارس گفت: مجموعه تلويزيوني شكرانه ته‌مايه‌هايي عرفاني دارد و در لايه‌هاي دروني آن به موضوع حق‌الناس پرداخته شده و مخاطب به طور غير مستقيم با اين موضوع روبرو مي‌شود و از آن تاثير خواهد گرفت.
وي با بيان اينكه اين موضوع بارها در قرآن مورد تاكيد قرار گرفته اما در حوزه‌هاي فيلم و سريال كمتر مورد توجه قرار گرفته گفت: ما اثر قابل توجهي با موضوع حق الناس نداريم و اين موضوع ناديده انگاشته شده كه ما در اين مجموعه سعي داريم با پرداختن به اين موضوع مهم، اهميت آن را در رفتار، كردار و زندگي روزمره‌مان مطرح كنيم.
وي در ادامه گفت: در مجموعه شكرانه بيننده با فراز و فرودهاي بسياري همراه خواهد بود و ما در هر قسمت پايانهايي را در نظر گرفته‌ايم كه براي بيننده كشش ايجاد مي‌كند تا فردا شب نيز پي‌گير ماجراهاي آن باشد و مطمئن هستم كه اين مجموعه يكي از كارهاي خوب در سال‌هاي اخير خواهد بود.
وي اظهار داشت: پخش اين مجموعه در كشور تاجيكستان و شبكه جهاني جام جم نيز آغاز شده و بسياري از استانها نيز با رايزني‌هاي انجام شده همزمان با تهران اين مجموعه را براي علاقه‌مندان پخش مي‌كنند.
مجموعه تلويزيوني شكرانه در ماه مبارك رمضان هر شب ساعت 21:10 از شبكه تهران پخش مي‌شود.
در اين مجموعه تلويزيوني كه به كارگرداني سعيد سلطاني ساخته شده، بازيگراني چون پوريا پور سرخ، هوشنگ توكلي، فرهاد قائميان، عاطفه رضوي، حسن جوهرچي و چند بازيگر تاجيكستاني ايفاي نقش كرده‌اند.

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هشتم شهریور 1386ساعت 2:7  توسط حمید  | 

 اين هم ۱۲ عكس از هنرنمايي آقاي پورسرخ در شكرانه هيچ كدوم رو از دست نديد

تا بعد

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و ششم شهریور 1386ساعت 1:11  توسط حمید  | 

سلام به همه دوستان

ابتدا به عوامل سريال شكرانه به خصوص پورياي عزيز خوش آمد و خسته نباشيد ميگم

در مورد سوالات پرسيده شده بگم كه هر جور سوالي پرسيده نميشه به خصوص سوالات خصوصي

در مورد انجام مصاحبه هم تا چند روز ديگه سوالا رو آماده ميكنم و بعد هم تاريخ انجام مصاحبه و دريافت جواب ها رو اعلام ميكنم 

برای دانلود تیتراژ شکرانه از لینک های زیر استفاده کنید :

Doolatmandaz - Shokraneh

Mohammad Esfahani - Shokraneh

 

براي دانلود قسمت هاي سريال شكرانه هم روي عكس زير كليك كنيد:

شکرانه 4


 

سلام به همه هواداران آقای پورسرخ

با تشکر از اینکه به این وبلاگ سر میزنید.

 به خاطر اینکه از این به بعد من کمتر میتونم آپ کنم و آخر این هفته تولدم هم هست هدیه خوبی براتون

در نظر گرفتم و اون اینه که بتونید سوال های خودتون رو از هنرمند محبوبتون بپرسید و اگه انتقاد یا پیشنهادی برای ایشون دارید مطرح کنید و جوابش رو به صورت فایل صوتی که در وبلاگ قرار میگره (و اگه نشد بصورت نوشتاری ) دریافت کنید

در حالی که آقای پورسرخ هنوز در تاجیکستان  به سر میبرند با توجه به احترام زیادی که برای طرفدارانشون قائلن قول دادند بعد از اینکه به ایران اومدند جوابگوی سوالات ما باشند بنابراین دو یا سه هفته وقت دارید تا سوالاتتون رو در قسمت نظرات این وبلاگ مطرح کنین

در پایان چند عکس از ایشون

(اینو حتما پس زمینه ی دسکتاپتون کنید)

 

+ نوشته شده در  شنبه هفدهم شهریور 1386ساعت 14:59  توسط حمید  | 

سلام به همه

ميلاد امام علي (ع) و روز پدر مبارك

اول از همه از رزا خانوم که توی وبلاگ هواداران دو آتیشه پوریا پورسرخ زحمت زیادی میکشن تشکر کنم

و یه خسته نباشید بهشون بگم بعدشم از همه دوستان میخوام که به عضویت گروه هوادارن آقای

پورسرخ بپیوندن من هم توی وبلاگ گذاشتم از اینجا هم میتونین عضو بشین

من باز هم کمتر آپ میکنم شما میتونین از وبلاگ ایشون بازدید کنید و از اخبار و عکسها استفاده کنید

 

دوم برای بعضی از دوستای ناراحتمون با اینکه قبلا هم گفتم الان بازم میگم آقای پورسرخ اصلا از اون کسایی نیستن که بخوان بی محلی کنن یا بد برخورد کنن و یکی از بامرامترین و بامعرفت ترین شخصیت هایی هستن که شما میشناسین

اینو میتونین از بقیه دوستان از جمله رزا خانوم هم بپرسین

و البته اگه این جوری نبود من با این که یه پسرم و نه عاشق چشم و ابروی ایشونم و نه هر چیز یگه  هنوز این وبلاگ رو آپ نمیکردم پس خیالتون راحت که اصلا انسان مغرور یا هر چیزی که شما بگین نیستن

به هر حال بنا به دلایلی نامعلوم شماره ایشون رو خیلیا دارن و همه هم توقع دارن با ایشون صحبت کنن که این کار غیر ممکنه پس :

 اولا ازتون میخوام شماره ایشون رو نگیرید ثانیابه هیچ وجه ناراحت نشین و مثه قبل طرفدار ایشون باشین ثالثا من بی گناهم

ازعضویت هم فراموش نکنید

موفق باشید

+ نوشته شده در  جمعه پنجم مرداد 1386ساعت 12:30  توسط حمید  | 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و ششم تیر 1386ساعت 22:4  توسط حمید  | 

سلام به همه

بعد از ساخته شدن روز سوم نقد های زیادی از این فیلم شد

 ولی این یکی خوندنیه بخونید و ببینید چقدر درسته میشه بهش

 گفت انتقاد سازنده؟؟

ضمنا آخرین آمار از فروش این فیلم:

"روز سوم" به كارگرداني محمدحسين لطيفي در 20 سينما بعد از يك ماه نمايش فروشش از مرز 185 ميليون تومان گذشت.

ما شعار می دهیم رفیق! حرف حسابت چیست؟ (نگاهي به

فيلم روز سوم)



سينماي ما - مصطفي جوادي:  لطیفی قصه گوی خوبی است و این را

 پیش تر ثابت کرده و البته یک چیز دیگری که ثابت کرده این است که

چگونه می شود یک قصه خوب را در دام شعارها و حرف های آن چنانی

 فرو برد. به نظر می رسد تئوری او از این بابت بی شباهت به الگوی آثار

 قاسم جعفری نباشد. رفتن به سراغ سوژه های جذاب و قصه گویی

روان برای (( پیش کشیدن )) مخاطب و بعد از آن رو کردن مفاهیم و

پیام‌های عمیق مورد نظر که عملا به همان (( پس زدن )) تبدیل

می‌شود. البته این فرمول اصلی ساخت چنین آثاری است اما برجسته

 کردن این دو به این خاطر است که آنها بر خلاف بسیاری دیگر، در

مرحله اول که همان جذب مخاطب به وسیله قصه است موفق‌اند. روز

 سوم هم چنین حکایتی دارد.


لطیفی داستان ساده‌ای را انتخاب می‌کند و آن را ساده روایت می‌کند .

روابط انسانی و محوریت این روابط میان آدم‌هایی که ساده پرداخت

شده‌اند و عملا یک شرایط مناسب برای مخاطب، تا هیچ مانعی برای

نزدیک شدن و ارتباط برقرار کردن با دنیای فیلم نداشته باشد. فیلم در

این بین چیزی را در پرانتز نگه می‌دارد و آن جنگ است. جنگ و مفاهیم

 آن در پس زمینه کار می‌ماند و عملا بستری برای قصه است. اما فیلم

به مرور این موقعیت روان و قابل هضم را با همان الگو ها و نشانه های

 همیشگی عوض می‌کند. در حقیقت فیلم تا یک جاهایی این امید را در

ما ایجاد می‌کند که تصویری جدید از جنگ ببینیم؛ با موقعیت ها و

آدم‌های واقعی که قابل لمس تر و طبعا اثرگذارتر باشند. اما انگار كسي

روی شقیقه همه فیلم‌سازان سینمای دفاع مقدس، از کلاسیک‌ترین تا

 آوانگاردترین‌شان، یک اسلحه گذاشته‌ و آنها را مجبور به شعار دادن

می‌کند! این که رزمنده‌های‌شان حتما باید یک سخنرانی مبسوط در

پایان کار داشته باشند. مجموعه شعارهایی که اینجا در قالب

وصیت‌هایی که شخصیت ها در لحظات آخر می‌کنند شکل گرفته است.

 نهایتا چیزی که باقی مانده، اثری است که بین قصه‌گویی و گنده‌گویی

 گیر کرده است. فکر کنید ما در شروع و برای ملموس‌کردن همه چیز ،

 قهرمان‌هایی خلق می‌کنیم که از فرط معمولی‌بودن در حال نابودی‌اند و

 در پایان می‌خواهیم فلسفه جهاد و شهادت را با پوست‌کنده‌ترین

عبارات در دهان‌شان بگذاریم. تلاش بیش از حد فیلمساز برای

ملموس‌کردن آدم‌ها به جایی رسیده که باعث می‌شود اصلا جدی‌شان

نگیریم و به این ترتیب اتفاقاتی که بر آنها می‌گذرد تقریبا بی تاثیر شود.

شاید کشته شدن یک نوزاد در بمباران را نمی‌شد بی اثرتر از این روایت

کرد. حتی اگر روی تصویر عروسکش یک آهنگ سوزناک گذاشته شود.

اگر احیانا این صحنه ها بر شما اثر نگذاشته نگران سنگدل بودنتان

نباشد. قضیه این است که آنها بیشتر به بچه محل‌هایی می‌مانند که با

بچه‌های محله بالایی دعوا دارند و این نتیجه زیادی زمینی‌کردن

شخصیت‌هایی است که ما همیشه از دست نیافتنی بودن‌شان در

چنین آثاری می‌نالیدیم.


عمق نیافتن شخصیت‌ها و موقعیت‌های‌شان به فیلم ضربه زده است. تا

 جایی که مهم‌ترین موقعیت فیلم، که احساس عاشقانه فرمانده عراقی

 به دختر ایرانی است و با همدلی فیلم با او پیش می‌رود، به مرور و با

کم‌کردن لایه‌های شخصیتی او و معرفی‌اش در قامت آشنای ((مجنون

خبیث)) کارکردش را از دست می دهد. از ابتدای این نوشته وسوسه‌ام

 را ازگفتن این جمله مهار کرده ام اما مثل اینکه نمی شود : لطیفی

ساده‌انگاری‌های مجموعه های تلویزیونی را با خودش به سینما آورده،

و البته گویا ارزش‌ها و زیبایی‌شناسی‌های این چنینی به داوران

جشنواره هم سرایت کرده است. نمی‌خواهم بگویم روز سوم فیلم بدی

 است که واقعا هم‌ این گونه نیست، ولی برای گرفتن آن جایزه‌ها، بد

نبودن کافی نیست. این فیلم با وجود قابل قبول بودنش ، نه در خود

سینمای جنگ تجربه خارق العاده ایست و نه در قصه گویی اش به

عنوان یک اثر سینمایی . باید گفت تجربه های اخیر فیلم‌سازان برای

نشان دادن جنگ از منظری جدید، نتیجه‌اش بیشتر ضربه‌زدن به عمق و اصالتی است که این سینما باید داشته باشد. اگر راه دور نرویم، اخراجی ها، روز سوم، پیک نیک در میدان جنگ و چندی بعد پاداش سکوت، فیلم هایی هستند که یا این رویکرد و تلاش برای ارائه تصویر جدید و جدا از آن کلیشه ها همیشگی از جنگ ساخته شده اند. اما عملا باعث شده اند که هوس همان کلیشه های همیشگی را بکنیم. آنهایی که تکلیف آدم را روشن می‌کردند. سرشان را بالا می گرفتند و می‌گفتند : ما شعار می دهیم رفیق! حرف حسابت چیست ؟

منبع خبر : سينماي ما

غرش عشق

نگاهی به فیلم « روز سوم

 

 

بروز ارجمند و باران كوثري در نمايي از فيلم « روز سوم »


این فیلم با تکیه بر درون مایه دراماتیک وارد عرصه جنگ می شود.

قصه از جایی شروع می گردد که امیر برای انتقام از خواستگار جازده ی

 خواهرش از زندان بیرون می آید و خیلی زود با تهاجم نیروهای عراقی مواجه می شود.

 رضا خواستگار خواهر امیر است که به گفته ی خودش پدر و مادرش را به تازگی از دست داده

 و یک خواهر علیل روی دستش مانده که پایش مجروح از بمب گذاری بازار است.

رضا در ضمن درگیری با متجاوزان برای خارج کردن خواهرش از شهر که سمیره نام دارد به خانه

 بازمی گردد. اما زمانی به خانه می رسد که دیگر دیر شده و دشمن به سرعت در حال ورود به تمام معابر

 شهر است. ناگزیر مجبور به مخفی کردن سمیره در باغچه ی حیات خانه می شود تا شب هنگام برای

نجاتش باز گردد. او این کار را انجام می دهد و در تاریکی به سمت خانه حرکت می کند اما در راه ...


داستان روز سوم در حقیقت بهانه ایست برای بازگشت به خاطره تلخ سقوط خرمشهر. قصه ی هزاران زن

و مرد آواره ای که از خانه و کاشانه ی خود رانده شدند.
در همان صحنه ی ایتدایی فیلم هنگامی که رضا از بردن سمیره با خود ناامید می شود و حتی تلاشش برای بالا کشیدن سمیره از دیوار بی نتیجه می ماند اولین ضعف فیلم نمایان می شود. سمیره اسلحه را روی پیشانی خود می گذارد و به رضا می گوید: بزن! و جالب تر اینکه با تردید چند ثانیه ای رضا مواجه می شود. تماشاگر تا چند دقیق در شوک می ماند که آیا به همین سادگی خواهری را که نمی توان نجاتش داد باید کشت؟ در واقع این سکانس چندان واقع گرایانه به نظر نمی رسد و باور بیننده را به همراه ندارد. البته

هنگامی که دشمن به داخل خانه هجوم می آورد یک اتفاق نو در سینما روی میدهد که سمیره آن را در دو سه جمله اعلام می کند. به تصویر کشیدن شکوه هایی بدیع (با کفش نرین رو فرشامون - خونه زندگیمونو

نجس کردین) زمزمه هایی که اشاره ایست ظریف به مسائلی که دغدغه ی تمام زنان ایرانیست. این بدان معناست که هیچ کس سقوط خرمشهر را باور ندارد.
در فرازی دیگر از فیلم وقتی رضا نزد دیگر همرزمانش بر می گردد و پاسخ آنها را در مورد امان اللهی و خواهرش خیلی عادی می دهد به یکباره همه با نوعی اطمینان و متفق القول می گویند: دروغ می گویی.

انگار همه از قصه مطلعند!
به هر شکل تلاش شبانه رضا برای نجات خواهرش با حمله ی امیر ناکام میماند و با شلیک دشمن دوباره مجبور به فرار می شود. اینجاست که رائد (یکی از زیر دستان فواد) که انگار کارآگاه به دنیا آمده در یک

چشم به هم زدن تمام وقایع را در کنار هم قرار می دهد و شم پلیسی خود را به نمایش می کشد و اینگونه به فواد می فهماند مه حتما چیز با ارزشی در آن خانه است.
ناکامی های فیلم زمانی بیشتر به چشم می آید که رضا به همراه دوستانش تصمصم به نجات سمیره می گیرند. یک گروه نجات که هر یک به انگیزه ای پای به این مهلکه نهاده اند. صحنه های درگیری و رد و بدل شدن گلوله های تیر بین این گروه و سربازهای عراقی بسیار غیر واقعی است به طوریکه این گروه از مقابل دشمن عبور می کنند و از سیل گلوله ای که به سمت آنان نشانه گیری گشته هیچ یک به آنان برخورد

نمی نماید و در عوض اندک تیری که توسط این گروه نجات شلیک می شود موجب کشته شدن جمعی از دشمن می گردد. در واقع هر کجا که فیلم به جنگ نزدیک شده ناموفق بوده و به عکس قدرت فیلم در فرازهای دراماتیک آن است.
صحنه ی کانال یکی از قدرتهای فیلم است. هنگامی که رضا و دوستانش در محاصره ی دشمن هستند و امیدشان کمرنگ شده شروع به وصیت کردن می کنند که هر چند قدری شعاری به نظر می رسد اما قابل باور است. در عوض لحظه ی بیرون آمدن این گروه از کانال بیشتر شبیه به یک معجزه است و درگیری ها به هیچ عنوان به یک جمگ حقیقی شباهتی ندارد. آنها طوری در مقابل گلوله های مرگبار دشمن قدم میزنند که گوئی روئین تنند و یا اصلا قرار نیست که گلوله ای به آنان بخورد. اما زمانیکه قرار می شود که کادر ها خلوت تر شوندافراد این گروه با سرعتی عجیب یک به یک روی زمین می افتند گوئی ملک الموت

در انتظار وصیت آنان بوده. این روند به گونه ای سریع اتفاق می افتد که حتی صحنه ی تیر خوردن آقا مرتضی در فیلم گم میشود. رضا هم در صحنه ای مجهول می میرد تا سه راس یک مثلث عاشقانه باقی بمانند: فواد، سمیره و امیر. امیر که تنها مرد باقی مانده از گروه است سمیره را به کارون می رساند و فواد هم با تمام وجود در پی آنان می دود.
در این میان باید به بازی خوب ارکان اصلی فیلم اشاره نمود. پوریا پور سرخ ثابت می کند که تنها متکی به چهره ی خود نیست و فقط از ظاهر جذاب سود نمی برد و ناخود آگاه تماشگر را به قیاس بازی خود با بازغی در فیلم دوئل وا می دارد. باران کوثری حضوری موثر دارد و در سکانسهای متعدد جسارت خود را برای حرفه ای شدن نشان می دهد. اما باید اذعان داشت که در مجموع بازی حامد بهداد بسیار چشم گیر تر از آنست که بتوان به سادگی از کنارش عبور کرد. بازی دو گانه بهداد ابتدا به عنوان یک معلم عاشق و

سپس به عنوان یک متجاوز عراقی بی نظیر است. تناقضهاا و تضادهایی که در این فقش وجود دارد موجب شده تا شخصیتی عجیب در این فیلم شکل بگیرد که بهداد به خوبی از پس ایفای آن برامده است. روند فیلنامه فواد را که از مدرسه ی عراقی ها با سمیره حسین زاده آشنا بوده زمانه مجددا روبروی هم قرار می دهد که فواد در بازگشت به منزل غارت شده حسین زاده سمیره را در چنگ رائد درمانده می بیند و اقدام به کشتن هموطن خو می نماید و در واقع عشق در وجود او غالب می شود. وقتی سمیره لباس بر تن او را سدی بر سر راه عشقشان می داد فواد چنین می گوید: تو مال من باش من این لباسو آتش می زنم! تقابل عشق و

چنگ و خونریزی در صحنه ای به اوج می رسد که سمیره در مقابل چشمان فواد از خانه خارج می شود و به نزد رضا و دوستانش که فواد را محاصره کرده اند می رود و او تنها می تواند نظاره گر باشد. این سکانس شاید زیباترین و بی نقصترین حضور حامد بهداد باشد.
در صحنه ی پایانی سمیره مابین دو عاشق قرار می گیرد. اول امیر که عشقش را در پس غرور و حیای ایرانی مخفی کرده و دیگری فواد که عشقش را فریاد می زند و اینجا نقطه اوج دراماتیک فیلم است. سمیره علاقه ای به امیر ندارد و به عکس زمانی عاشق فواد بوده و این عشق را حتی در درگیری رضا و فواد هم نمی تواند پنهان کند. امیر از سمیره می خواهد تا با اسلحه ای که در دست دارد فواد را نشانه بگیرد و مرتبا

فریاد می زند: بزنش! نگاههای معنادار و ملتمسانه فواد چاره ساز نمشوند و سرانجام شلیک دو گلوله با فاصله ای معنی دار و با دو مفهوم متفاوت. شلیک اول سمیره در حقیقت نشانه روی به دل خودش است به مفهوم دل کندن از یک بیگانه و شلیک دوم شلیک به یک متجاوز به خاک یک ملت است. به کسی که در بازار جان کوچک و بزرگ را گرفته و حتی همنوعان خودش را هم ندیده. در واقع شلیک سمیره به فواد به مفهوم انتخاب امیر نیست بلکه نفرت از یک دشمن و متعدی به خاک وطن است.
نکته جالب استفاده محمد حسین لطیفی از رساندن شخصیت پیشبرنده داستانش بر روی قایقی روی آب است و ترسیم رستگاری نوح وار برای آن که در سریال صاحبدلان هم شاهد آن بودیم. این آرامشی پس از توفان است. گویی امیر باید برای رسیدن به سمیره در آب پای گذارد و تطهیر شود.


و بالاخره نمای پایانی. یک هموطن در کنار سمیره در میان کارون و دیگر هیچ!

منبع: اختصاصي سي نت

 

اینم آنونس فیلم که بعضی از دوستان خواسته بودن از سایت سینمای ما:

--> دريافت فايل آنونس 

چند عکس 

منبع: سی نت

 

 


 سلام

با تشکر از اینکه به این وبلاگ سر می زنید

باید ببخشید که این دفعه یه خورده کم کار شروع کردم این کم کاری به دو علت اتفاق افتاده:

۱-یه مشکل شخصی که چند روزی بعد از اولین آپ اتفاق افتاد که حال هیچ کاری رو برام نذاشته برای ۴ تیر هم با اینکه خوش نبودم ولی به هر حال تونستم آپ کنم الان هم فقط به خاطر آقای پورسرخ و هوادارای  گلشون میام نت وگرنه حتی حال اینکه سیستمم رو روشن کنم ندارم 

۲- اینکه شما هم مثه سابق همکاری نمی کنید و از عکس و مطب ارسالی توسط شما خبری نیست!!

و اینم هفت عکس از حضور این هنرمند محبوب کشور در برنامه صندلی داغ

+ نوشته شده در  شنبه نهم تیر 1386ساعت 11:25  توسط حمید  | 

سلام به همه

بدون مقدمه تولد آقا پوریا رو به ایشون و شما دوستداران ایشون تبریک میگم

امیدوارم توی این سال از عمرشون بازهم به پیشرفت ها و موفقیت های چشم گیرشون  ادامه بدن و امسال دیگه  جایزه جشنواره رو مال خودشون کنن اگرچه جایزه قبلی هم حق ایشون و مال ایشون بود.بگذریم...

هر کدوم از دوستان هم که قصد تبریک گفتن دارن از قسمت نظرات همین پست استفاده کنن و خواهشا این قسمت رو  به بحث های خانوادگی نکشونین برای ادامه مکالماتتون از پست قبلی استفاده کنین

بهتون قول میدم آقا پوریا بیاد و بخونه و لذت ببره از داشتن اینجور هوادارهایی 

جواب بعضی نظرات و سوال ها :

۱-در مورد سایت شخصی آقای پورسرخ:راستش رو بخواید ایشون چند وقت پیش به من گفتن که اگه سایتی بخواد زده بشه تو هم باید باشی و مسئولیتش رو قبول کنی و قول همکاری همه جوره رو دادن ولی  من الان و توی این شرایط واقعا نمی تونم . ولی قول میدم یه روزی که خیلی هم دور نیست یه سایت در شان ایشون طراحی بشه البته باز هم با کمک شما

۲-در مورد این صندلی داغ و یا اومدن آقای پورسرخ توی یکی از سینما ها برای تماشای روز سوم و ... من اطلاعی ندارم  و تا از چیزی مطمئن نشم خبری رو اعلام نمی کنم

۳- نحوه آشنا شدن من با آقای پورسرخ رو هم برای بعضیا گفتم فقط می گم از همین وبلاگ که اولین وبلاگی بود که در مورد ساخته شده بود شروع شد وبعد هم ادامه پیدا کرد

دوتا عکس به مناسبت تولد:

 

 

دوازده تا عکس جدید از هنرنمایی آقا پوریا توی فیلم مهمان

 

 

 اینم یه کلیپ که بیشتر عکس هایی که از روز اول توی وبلاگ گذاشتم توش هست به همراه آهنگ میلاد

از اینجا دانلود کنید

هر جا هستید شاد و تندرست باشید نظر هم یادتون نره

 

+ نوشته شده در  دوشنبه چهارم تیر 1386ساعت 0:1  توسط حمید  | 

سلامي دوباره به همه ی دوستان من و هواداران آقای پورسرخ

این مطلب رو که با همکاری یکی از بهترین دوستای من و شما آماده شده بود وقرار بود بهمن ماه توی وبلاگ گذاشته بشه ولی به دلیل پاره ای از مشکلات نشد رو گذاشتم تا فعلا مشکل تعداد زیاد نظرات حل بشه

اگه خدا بخواد از ۱ تیر یا یه هفته قبلش مطلب و عکس  میذارم

به شرطی که این دفعه من تنها نباشم و چند نفری که می تونن کمک کنن بیان و با همکاری هم دوباره آپ کنیم

هر کس هم مطلب یا عکس جدیدی داشت یا خواست جزء نویسنده های وبلاگ باشه خبرش رو از همینجا يا از طريق ايميل به من بده

با تشكر از همه ي دوستان با مرامي كه توي اين مدت بازهم به وبلاگ سر ميزدن و به ياد من هم بودند

(مثله گذشته با كليك روي عكس ها در اندازه واقعي اونا رو ببيند)

 

 

محمد حسين لطيفي: دوست نداشتم «روز سوم» به جشنواره برسد
باران كوثري: فكر مي‌كنم گناهي مرتكب شدم!


 

فيلم سينمايي «روز سوم» با حضور عواملش ، در سينما فلسطين‌نقد و بررسي شد.

محمدحسين لطيفي كارگردان اين فيلم ضمن اشاره به تمام شخصيت‌هايي كه در قصه‌ي اين فيلم خلق شده‌ است، گفت: اينها همه كساني بودند كه در واقعيت هم وجود داشته‌اند، البته دقيقا همانند داستان واقعي نيست، در آنجا همه نجات پيدا كرده بودند من از چيزهايي كه شنيده بودم ذره‌اي را توانستم نشان دهم.

وي در پاسخ به سوالي درباره استفاده از بازيگران تلويزيوني در اين فيلم گفت: من تلويزيون و سينمايي بودن را نمي‌فهمم، خود من به راحتي در هر دو بخش كار مي‌كنم. برايم قابليت بازيگران مهم است واگر فيلم توانسته با تماشاگر ارتباط برقرار كند، قطعا عامل اصلي‌اش بازيگري است كه مقابل دوربين ايفاي نقش مي‌كند.

لطيفي همچنين با اشاره به لهجه‌ها در فيلم اظهار داشت: لهجه‌اي كه بازيگران دارند براي خود خرمشهري‌ها قابل باور بوده است. من حتي براي اينكه حس و حال هم درست درآيد، با وجود اينكه مي‌توانستيم صحنه‌هايي را در اطراف تهران بگيريم از تهيه‌كننده خواهش كردم به خرمشهر برويم و تمام صحنه‌ها را آنجا بگيريم.

اين كارگردان با اشاره به صحنه كانال گفت: اين صحنه يكي از مهمترين لحظات فيلم است و توانمان را در جاهاي ديگري نگه داشتم تا در آنجا خرج كنم و به خاطر همين طولاني‌تر از بقيه صحنه‌ها شده است.

لطيفي درباره كانديد شدن «روز سوم» در دوازده رشته و حرف‌هاي مطرح شده درباره آن اظهار داشت: من جزو معدود كساني بودم كه دوست نداشتم، فيلم به جشنواره برسد. من 10 سال پيش «سرعت» را در جشنواره شركت دادم و بعد از آن بقيه فيلم‌هايم را شركت ندادم. من جزو كساني هستم كه اعتقادي به جايزه دادن و جايزه گرفتن ندارم فقط معتقدم كه گروهي دراين فيلم عاشقانه كار كردند.

وي افزود: در بخش انتخاب مردمي جشنواره هم اگر زودتر كار را مي‌رسانديم قطعا مي‌توانست مورد نظر قرار گيرد.

باران كوثري بازيگر اين فيلم هم با بيان اينكه خيلي خنده‌دار است كه درباره‌ي سيمرغ گرفتن در اينجا حرف بزند اظهار داشت: اين انتخاب‌ها نظر عده‌اي داور است. در اين يكي دو روز برخوردها به گونه‌اي بوده است كه فكر مي‌كنم گناهي را مرتكب شده‌ام كه از دو فيلم كانديد شده‌ام و كم‌كم دارم مي‌ترسم و مشكل اصلي هم اين است كه «روز سوم» در 12 رشته و خون‌بازي در 6 و 8 رشته كانديد شده است.

وي همچنين درباره‌ي لهجه‌اش در فيلم و صحنه‌هاي زير خاك گفت: براي لهجه مشاور داشتيم و با آدم‌هاي مختلف حرف مي‌زديم. در صحنه‌هاي زير خاك هم آنجا را همانند صندوقي درست كرده بودند كه رويش حصير مي‌انداختيم.

كوثري اظهار داشت: هميشه آدم سعي مي‌كند نقش‌هاي متفاوتي بازي كند و خوشحالم امسال از دو فيلم متفاوت كانديد شده‌ام.

پوريا پورسرخ ديگر بازيگر فيلم هم راهنمايي‌هاي لطيفي و مالك سراج رادر رسيدن به نقشه‌آش و درآوردن لهجه بسيار موثر دانست و گفت: من بي‌تجربه‌ترين عضو گروه بودم كه همه كمك‌هاي زيادي به من كردند.

برزو ارجمند نيز اظهار داشت: من چون بيشتر بازيگر تلويزيون هستم شايد در سال يك فيلم به من پيشنهاد شود و خوشحالم كه در اين فيلم بازي كردم. تنها سختي كار هم سرد بودن هواي آبادان بود كه در آن شب‌كاري‌ها خدا مي‌داند كه چقدر بچه‌ها مي‌لرزيدند.

حامد بهداد هم گفت: وقتي نقشي به من پيشنهاد مي‌شود به نقاط ضعف و قوت آن نگاه مي‌كنم و وقتي با يك نقش منفي و ضد قهرمان مواجه شدم نقاط مثبت آنرا پيدا كردم.

وي درباره‌ي پايان‌بندي فيلم اظهار داشت: پايان فيلم را دوست دارم و معتقدم فرم خوبي شده است و از ديدنش لذت مي‌برم.

در ادامه اين جلسه مهدي سجاده‌چي توضيحاتي درباره فيلمنامه اين فيلم ارائه داد و گفت: آقايي بنام زرگرنژاد تحقيقات اين فيلم را انجام دادند و از يك داستان واقعي ايده را براي من نوشتند و من آن را تبديل به فيلمنامه كردم.

وي با اشاره به تغييرات صورت گرفته در فيلمنامه‌اش اظهار داشت: يك سوم ابتدايي فيلمنامه من به ماجراهاي قبل از جنگ مربوط مي‌شود كه در فيلم آقاي لطيفي به صورت فلاش بك آنرا نشان دادند، ضمن اينكه چند شخصيت هم به كار اضافه شد.

حميد آخوندي مجري طرح «روز سوم» زمان ساخت اين فيلم را 12 آبان تا 4 بهمن عنوان كرد و گفت: ما طي 62 جلسه فيلمبرداري داشتيم و از نظر امكانات هم هر آنچه خواستيم ارتش در اختيارمان قرارداد و به قول خود آقاي لطيفي «خدا نوشت خدا گرفت و نامش شد روز سوم».

كاوه ايماني تدوينگر و عليرضا جلالي تهيه‌كننده ديگر حاضر اين جلسه بودند كه توسط مهدي كرم‌پور اداره مي‌شد.

منبع : ايسنا

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و سوم بهمن 1385ساعت 3:46  توسط حمید  | 

با سلام به همه دوست داران آقای پورسرخ و این وبلاگ

شاید خیلی شوکه بشید ولی این وبلاگ دیگر به روز نخواهد شد. 

 برای خودم هم خیلی سخته به همه شما عادت کرده بودم به نظراتتون، انتقاد ها و پیشنهادهایی که میدادید به بحث هایی که می کردید و .... بالاخره باید یه روزی تموم می شد و اون روز فرارسیده.

از بعضی دوستان که از دست من دلخورند میخوام که منو ببخشند. بعضی کارهایی که می خواستید رو واقعا نمی تونستم انجام بدم.من هم محدودیت هایی داشتم.

آخرین خبر این وبلاگ : سایت شخصی آقای پورسرخ تا یکی دو ماه دیگه راه اندازی خواهد شد .منتظرش باشید.

و : اگه مي خوايد خبرهاي جديد در مورد آقای پورسرخ مثله راه اندازي سايت رو به اطلاعتون برسونم اين آي دي رو add كنيد:
hpooria@yahoo.com

از کسانی  که منو در به روز کردن وب کمک می کردن و عکس طراحی می کردند تشکر می کنم. 

 
از همه ی شما ممنونم،خیلی به من لطف داشتید و چیز های زیادی از   شما ها یاد گرفتم.

  امیدوارم هر کجا که زندگی می کنید شاد و سلامت باشید و آینده خوبی در انتظارتون باشه. من رو هم  از دعای خیرتون بی نصیب نذارید.

 و این هم آخرین مطلب این وبلاگ :

خداحافظ همين حالا، همين حالا كه من تنهام

خداحافظ به شرطي كه بفهمي تر شده چشمام

 خداحافظ كمي غمگين به ياد اون همه ترديد

به ياد آسموني كه منو از چشم تو ميديد

اگه گفتم خداحافظ ، نه اينكه رفتنت سادست

نه اينكه ميشه باور كرد دوباره آخر جادست

خداحافظ واسه اينكه نبنديم دل به روياها

بدونيم با تو و بي تو همينه رسم اين دنيا

 خداحافظ

 خداحافظ

خداحافظ همین حالا

                                                         دوست دار شما (حمید)

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و یکم آبان 1385ساعت 6:32  توسط حمید  | 

با سلام به همه دوستانی که به این وب سر میزنن و با نظراتشون به بهتر شدن وب کمک می کنند.

برای دانلود سریال صاحبدلان از سایت bia2music.com هم میتونید استفاده کنید ابتدا اینجا کلیک کنید 

و بعد هم از یکی از سرور ها استفاده کنید.

برای دیدن عکس ها در اندازه واقعی رویشان کلیک کنید

پنج تا عکس که پرنیا فرستاده

یه کاغذ دیواری از سونیا و دوتا عکس از S HS

با تشكر از همه عزيزاني كه عكس هاي جديد از آقا پوريا مي فرستند و به من كمك مي كنن

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و یکم آبان 1385ساعت 4:55  توسط حمید  | 

منبع: فارس نيوز

رضا واقعا براي لحظه‌اي تصميم مي‌گيرد شليك كند...
دستش را روي ماشه مي‌گذارد... مي‌گريد... نمي‌تواند شليك كند... ياسمن كه مي‌بيند برادرش قادر به اين كار نيست، دستش را دراز مي‌كند و اسلحه را در چنگ مي گيرد. رضا كه مقصود او را مي‌فهمد، مقاومت مي‌كند و اسلحه را به خواهر نمي‌دهد و مستأصل به خودش دشنام مي‌دهد.
رضا: خدا منو بكشه... تو سرسختي مي‌كردي، من چرا قبول كردم بموني
ياسمن: (بي توجه به حرف‌هاي او) بده رضا .... ولش كن...گفتم ولش كن
رضا با اكراه تسليم شده و اسلحه را رها مي‌كند
اين متن بخشي از فيلمنامه «روز سوم» نوشته مهدي سجاده‌چي است. روايت داستان خواهر و برادري كه براي حراست از شرافت خود تا پاي جان مبارزه مي‌كنند.

##گفت‌وگو با عوامل فيلم سينمايي «روز سوم»

** لطيفي: اميدوارم «روز سوم» به جشنواره فجر برسد
كارگردان فيلم سينمايي «روز سوم» گفت: اميدوارم فيلم «روز سوم» تجربه خوبي براي من باشد. اگر خدا كمكمان كند اين فيلم به جشنواره امسال نيز خواهد رسيد.
به گزارش خبرنگار فارس، محمدحسين لطيفي در خصوص چگونگي به عهده گرفتن كارگرداني فيلم سينمايي «روز سوم» گفت: آقايان جلالي و آخوندي خيلي اذيت شدند چون قرارداد من براي دو تا كار سينمايي بود كه زور تلويزيون به سينما چربيد و مجموعه «صاحبدلان» را به عهده گرفتم و نزديك 5 ماه طول كشيد. البته پيش‌توليد «روز سوم» را شروع كرده بوديم و اگر خدا كمكمان كند اين فيلم به جشنواره امسال نيز خواهد رسيد. هر چند كه من اعتقادي به سيستم جشنواره فجر ندارم و فكر مي‌كنم كه كلا بايد سيستم آن عوض شود ولي دوستان معتقد هستند كه چون كار متفاوت است بايد در جشنواره شركت كند.
وي در مورد فيلمنامه «روز سوم» اظهار داشت: قصه اين فيلم مبناي واقعي دارد. اتفاقي افتاده است و ما به عنوان فيلم‌ساز نسبتا سينمايي بايد دخل و تصرفي در آن كنيم اما در اصل، بنياد اين قصه مستند است. اين فيلم قصه دختري است كه در خانه محبوس است و عراقي‌ها دورتا دور محل را گرفتند و برادري كه مي خواهد خودش را به خواهر برساند. اما آن چيزي كه من را وسوسه مي‌كند شخصيت و آدم‌ها است.
لطيفي اضافه كرد: بايد باور كنيم كه خرمشهر قبل از سقوط، يك شهر با خواسته‌ها، عشق، آرزو، ازدواج، مرگ و غيره است اما با يك حمله ناجوانمردانه، همه چيز رنگ خون و تباهي مي‌گيرد ولي اين بچه‌ها زنده هستند و زندگي مي‌كنند. در اكثر كارهاي دفاع مقدس يك سري آدم آسماني خلق مي‌شود كه در بين ما آدم‌هاي زميني زندگي مي‌كند. اما حقيقت اين است كه اين‌ها زميني و عاشق زندگي هستند و آنچه عشق مي ورزند را در طَبق اخلاص مي‌گذارند. آنها عاشق طبيعت و زندگي هستند اما همه اين‌ها را روي زمين مي‌گذارند؟ اگر تمام اين عشق را نشان دهيم معناي ايثار و آن هدف بلند مشخص مي‌شود و قصه «روز سوم» اين اجازه را به من مي‌دهد. قصه ما هم از يك ماه بعد از جنگ ايران و عراق شروع مي‌شود و 4 روز آخر سقوط خرمشهر را نشان مي‌دهد.
وي در پاسخ به اين سؤال كه چقدر فيلم «روز سوم» در ترويج فرهنگ ايثار و شهادت مؤثر خواهد بود، گفت: من وقتي مي‌خواهم كاري را شروع كنم دنبال اين نيستم كه ستاره‌ترين را به هر قيمتي، سرجايي بگذارم كه غلط است. ما يك سري فيلم‌ها را در ايران داريم كه دوستان بازي مي‌كنند در حالي نقش‌ها مال آنان نيست ولي چون محبوبيتي بين مردم در سينماي ايران دارند، انتخاب مي‌شوند. ما هر لحظه از جنگ را واقعي تصور كنيم فرهنگ ايثار و شهادت هست. ما بايد راست بگيم و به قول بچه‌ها آدم‌ها راست راستكي باشند. من وقتي از خيلي رزمنده‌ها، آدمهايي كه در جنگ بودند، سؤال مي‌كنم مي‌گويند«كم پيش مي‌آيد فيلم جنگي را ببينيم، آخر اينها ما نيستيم» اتفاقا آنها هستند كه مي‌توانند بگويند اين صحنه راست يا دروغ است.
كارگردان فيلم «روز سوم» در پاسخ به اين سؤال كه پس دليل كم مخاطب بودن فيلم‌هاي جنگي، عدم راستي در آن است؟ اظهار داشت: ممكن است خود من هم اشتباه كنم. من شاگرد مدرسه سينما هستم و دارم ياد مي‌گيرم. اولين چيزي كه برايم مهم است توانايي بازيگر هست. بازيگر بايد توان داشته باشد كه خود بازي كند. به عنوان مثال وقتي من برزو ارجمند را انتخاب مي‌كنم مي‌خواهم اميري با مايه‌هايي از برزو ارجمند داشته باشم. من مي‌گويم بايد 30 درصد خودش باقي‌بماند. ما نيامديم فيلم بسازيم ما آمديم زندگي كنيم. زندگي را خلق كنيم. اگر قرار است زندگي را خلق كنيم آدم‌ها بايد واقعي باشند.
وي در خصوص فيلم‌هاي جنگي توليد شده در كشور، گفت: من به تمام اين فيلم‌ها احترام مي‌گذارم. آنها در زماني كار مي‌كردند كه محدوديت‌هايي وجود داشت. من يادم مي‌آيد در فيلم سرعت يك سكانس جنگي داشتيم. عبدالرضا اكبري كه يك بسيجي بود با يك راننده‌اي مي‌آمدند كه دو خمپاره در اطراف ماشين آنها مي‌خورد و ماشين كج مي‌شود. در اين صحنه اكبري مي‌گويد «گند زدي با اين رانندگي.» دوستان در سپاه گفتند كه اين جمله خوب نيست و بسيجي نمي‌گويد گند زدي.
وي افزود: سينماي جنگ يك تجربه است. اگر موفق شدم مي‌توانم حرف بزنم. سينماي جنگ بعد از جنگ نتوانست مخاطب داشته باشد. چرايش را بگرديد پيدا كنيد. من اميدوارم غلط نروم. بپذيريد آخرين فيلم جنگي جدي اين مملكت كه اسمش را نمي‌برم، بليط مجاني در دبيرستا‌ن‌ها توزيع شد تا سينماها پر شود. اين راه غلطي براي پر كردن سينماها است. اگر ايراد است، ايراد را جور ديگري حل كنيم. يك ميليارد و 800 ميليون تومان تبليغات براي اينكه مردم بيايند فيلم ببينند و آخر هم نمي‌آيند. استفاده از 4 بازيگر كه فقط دو پلان در فيلم وجود دارند. همه غلط است. مثل باتلاقي است كه گير كرديم و در آن دست و پا مي‌زنيم.
لطيفي اضافه كرد: اصل، قصه است. دست نويسنده‌اي را مي‌بوسم كه خوب بنويسد. اگر هم بد بنويسد من كاري ندارم. من بد نمي‌گويم. به هر قيمتي شده عوضش مي‌كنم. خلق قصه به نوعي فتوكپي از حركت خداوند است. قصه خداوند، من و شما بازيگران آن هستيم. اينكه بنياد شهيد و امور ايثارگران سرمايه‌گذار اين فيلم است، بسيار خوب است اما اي كاش سرمايه‌گذاران خصوصي وارد كار شوند. رازهايي سينما دارد كه اگر كشفش كنيم مشكل حل مي‌شود.
وي در پاسخ به اين سؤال كه بيشترين درصد بازيگران فيلم «روز سوم» جوان هستند، براي آنكه آنان در نقش خود فرو روند چه كرديد؟ پاسخ داد: من كاره‌اي نيستم. خدا بخواهد مي‌شود. در وجود بچه‌ها ولوله است. مثل مسابقه دوميداني است كه بچه‌ها انگشتانشان را روي زمين گذاشتند و منتظر اعلام حركت هستند.
 

** پورسرخ: همه نقش‌ها در «روز سوم» اول هستند
پوريا پورسرخ بازيگر نقش رضا در «روز سوم» گفت: تعجب مي‌كنم كه يك قصه به اين طراوت و زيبايي چرا از اول جنگ تا الان ساخته نشده است. البته اين شانس ما بود. چون همه نقش‌ها در اين فيلم اول هستند.
پوريا پورسرخ در گفت‌وگو با خبرنگار فارس افزود: اوايل كار «صاحبدلان» بوديم كه آقاي لطيفي از قصه‌اي تعريف كردند كه در جنوب كشور روي داده و بر اساس يك داستان واقعي نوشته شده است. در حد دو سه خط كه همانروز آقاي لطيفي تعريف كردند، آن قدر جذابيت داشت كه ايفاي نقش كردن در آن پروژه يك آرزو برايم شد. خدا را شكر بين انتخاب‌هاي زيادي كه بود اين نقش به من رسيد.
به نظر من داستان خيلي قشنگي دارد، همه چيز در آن هست. عشق خانواده، عشق به وطن، ناموس پرستي و غيرتي كه هميشه از آن دم مي زنيم كه ايرانيان به خصوص جنوبي‌ها دارند. اين فيلم‌نامه اين‌ها را به علاوه با يك قصه و طرح نو داشت.
وي در خصوص نقش خود گفت: يكي از برجستگي‌هاي اين فيلمنامه كه آقاي لطيفي دارد به آن مي‌پردازد اين است كه همه نقش‌ها نقش اول هستند. اميدوارم خدا كه تا الآن به ما كمك كرده تا آخرش هم كمك كند.
پورسرخ در مورد فيلم «روز سوم» اظهار داشت: اين فيلم جنگ محور نيست. اين را صادقانه عرض كنم. وقتي كه اينجا آمدم و با دوستان صحبت كرديم. به حرف هم سخت است كه چي گذشت. اين فيلم واقع‌بينانه است. فكر مي‌كنم خدا خيلي من دوست داشت كه تو اين مجموعه آمدم. ما چند روز زودتر آمديم. فكر مي‌كنم داره معناي زندگي كردن برايم تغيير پيدا مي‌كند.
وي كه متولد 1356 است در پاسخ به اين سوال كه چقدر سعي كرده به نقش خود نزديك شود، گفت: من اول از همه صادقانه از خدا كمك مي‌گيرم. اعضاي گروه طوري برنامه‌ريزي كردند كه ما بتوانيم با قهرمان آن موقع صحبت كنيم و حس و حال را به دست آوريم. يك سري از فيلم‌هاي مستند آن دوران را آقاي جلالي زحمت كشيدند و ما ديديم. تعدادي از رمان‌هاي برجسته جنگ را خوانديم.
بازيگر فيلم «روز سوم» ادامه داد: جذابيت اين نقش در اين كار واقعا براي من چيز ديگري بود. نقش بسيار دوست داشتني است.
وي در پاسخ به اين سؤال كه چقدر فيلم «روز سوم» خواهد توانست مخاطبان را جذب كند، گفت: مسئله مخاطب يك بحث است. مسئله محترم بودن كار بحثي ديگر است. مطمئن هستم آقاي لطيفي به كارش خيلي احترام مي‌گذارد. به خاطر اينكه به مخاطب آن احترام مي‌گذارد و انشاءالله اين فيلم حق مطلب را ادا كند.

** باران كوثري: «روز سوم» قصه آدم‌هايي در موقعيت جنگ است
باران كوثري بازيگر نقش ياسمن در فيلم «روز سوم» با بيان اينكه اين فيلم مي‌تواند جوانان را به سينماي جنگ علاقه‌مند كند، گفت: «روز سوم» قصه جنگ نيست قصه آدم‌هايي در موقعيت جنگ است.
باران كوثري در گفت‌وگو با خبرنگار فارس درباره نقش خود در فيلم سينمايي «روز سوم» گفت: فيلمنامه، قصه خيلي زيبايي دارد كه بر اساس يك قصه واقعي است. نقش ياسمن هم نقش بسيار زيبايي است چه از لحاظ موقعيت‌هاي بازي و چه از اين لحاظ كه همه مردم شهر ياسمن را مي‌شناختند و او بسيار مورد احترام است. پذيرش اين نقش مسئوليت سختي است.
وي در پاسخ به اين سؤال كه آيا با مردم خرمشهر در مورد اين نقش صحبت كرده است يا خير، اظهار داشت: بله من با مردم شهر صحبت كردم. يكبار يكي از مردم خرمشهر گفت «مردم خرمشهر خيلي مظلومند حتي شهداي آنها، خيلي از شهداي خرمشهر گمنام ماندند.» و اين واقعيت است. بهنام محمدي پسر بچه 12 ساله كه اول جنگ به شهادت رسيد، نمونه‌اي از اين شهداي گمنام است. فكر مي‌كنم كه ياسمن و رضا از اين دست هستند. به نظر من قصه خيلي عجيبي است. هيچ‌وقت آدم‌هايي كه اين طوري قرباني جنگ شدند را ما نديديم.
كوثري كه متولد 64 است در پاسخ به اين سؤال كه با توجه به سنش و اينكه جنگ را نديده است، براي ارائه بازي خوب در يك فيلم جنگي چقدر مطالعه و تلاش كرده است، گفت: ما داريم از يك قصه واقعي اقتباس مي‌كنيم. در واقع برداشت آزاد است. من خيلي سعي كردم كه به آن فضا نزديك شوم. به نظرم موقعيت انساني‌ است و بايد آن را در يك شرايط انساني پيدا كرد نه در يك موقعيت جنگ، چون كه افراد دارند زندگي مي‌كنند ولي يكدفعه يك بمب خانه‌اشان را ويران مي‌كند.
وي در پاسخ به سؤال ديگري در مورد نظرش به عنوان يك جوان در مورد فيلم‌هاي جنگي ساخته شده در كشور، اظهار داشت: من قصد جسارت ندارم ولي تعداد زيادي از فيلم هاي جنگي كه در ايران ساخته شدند فيلم جنگي نبودند فيلم تبليغي بودند. اداي جنگ را مي‌كردند. هيچ‌وقت فيلم جنگي نديدم كه به عنوان يك جوان، مرا در موقعيت جنگ قرار دهد. به اندازه انگشت دستم فيلم خوب جنگي به خاطر دارم و فيلم «روز سوم» مي‌تواند يك اتفاق باشد.
بازيگر فيلم «روز سوم» در خصوص لطيفي كارگردان اين فيلم گفت: براي من خيلي هيجان‌انگيز است كه با يك كارگردان چند بار كار كنم. مثل تأييد است. همكاري با آقاي لطيفي برايم بسيار لذت‌بخش و آموزنده است و رابطه خوبي نيز با هم داريم.

** برزو ارجمند: جنگ دلمشغولي من است
برزو ارجمند بازيگر نقش امير در فيلم سينمايي «روز سوم» گفت: در زمان دانشجويي 6 تئاتر كار كردم كه همه آنها مرتبط با جنگ بود. در حقيقت جنگ دلمشغولي من است.
برزو ارجمند در گفت‌وگو با خبرنگار فارس در خصوص نقش خود در فيلم «روز سوم» گفت: امير جوان سركشي است كه اعتقادات خاص خود را دارد و در آزمون و خطاست. او در جنگ به دنبال مسائل كاملا شخصي است و يكي از جذابيت‌هاي شخصيت وي هم همين است.
وي اضافه كرد: به نظر آقاي لطيفي كارگرداني است كه با دلش تصميم مي‌گيرد و سينما را خوب مي‌شناسد. من به ايشان اعتقاد دارم. از سويي نقش خود را در فيلم «روز سوم» بسيار دوست دارم.
ارجمند ادامه داد: دلاوري‌ها و اتفاقات جنگ براي من بسيار آموزنده و تعجب‌آور است. اصلا قبول ندارم كه عراقي‌ها ضعيف بودند. ما اهل جنگ نبوديم ولي براي حفظ حريم كشورمان مبارزه‌اي جانانه انجام داديم.
وي در خصوص يك فيلم موفق گفت: فيلمي موفق است كه ذهن بازيگر با ذهن كارگردان ازدواج كند كه در اين حالت نتيجه‌اش اجراي نقشي مناسب و ماندگار است.
ارجمند به بازي خود در فيلم «صاحبدلان» اشاره كرد و اظهار داشت: در فيلم صاحبدلان 3 بار پشت سر هم ترجمه قرآن را خواندم. فيلم سنگين و زمان كم بود. اما نتيجه كار به دليل همسويي فكر بازيگران با كارگردان شكل مثبت گرفت.

** مجيد ياسر: شخصيت‌هاي «روز سوم» آدم‌هاي زميني هستند
مجيد ياسر بازيگر فيلم سينمايي «روز سوم» گفت: يك سري آدم‌هاي زميني در «روز سوم» هستند كه بعد آسماني مي شوند؛ نگرش اين فيلمنامه در حقيقت اين‌گونه است.
مجيد ياسر، بازيگر سريال در گفت‌وگو با خبرنگار فارس گفت: آقاي لطيفي به من گفت كه يك فيلم جنگي به اسم «روز سوم» قرار است ساخته شود و نقش يك آدم آباداني را معرفي كرد كه در اوج اينكه مخاطب را مي‌خنداند ولي خيلي ساده است. ارتباطش با خدا خيلي نزديك است. از اينكه اين نقش را دادند خيلي خوشحال شدم. الآن چند شب است كه كارهاي مستند زمان جنگ را مي‌بينم. دوست دارم يك نوع يك تشكر باشد؛ از كساني كه در جنگ واقعي بودند.
وي اضافه كرد: من ده روز زودتر از گروه آمدم تا لهجه آباداني را بتوانم خوب صحبت كنم و بتوانم دين خود را ادا كنم. وقتي يك آباداني و خرمشهري، آن كساني كه در جنگ شركت كردند مي‌بينند بگويند دمش گرم آن چيزي كه ما بوديم را بازي كرد و كل مخاطبان نيز نقش مرا دوستش داشته باشند. در فينال قصه هم يك اتفاقاتي مي‌افتد كه واقعا جذب يك‌سري از ديالوگ‌ها شدم.
ياسر در پاسخ به اين سؤال كه ارزيابيش از سينماي دفاع مقدس چيست، گفت: تمام فيلمنامه‌هاي ما خيلي قشنگ است. اگر امكانات كافي باشد خيلي تأثير دارد. ما در قياس با كشورهاي خارجي يك به صد در امكانات عقب هستيم. اگر امكانات به اندازه آنان باشد به مراتب بهتر از آنان فيلم مي‌سازيم. ما 8 سال جنگ داشتيم و اين تجاربي است كه مي‌توانيم به نمايش بگذاريم.
وي ادامه داد: نوع فيملنامه و نوع نگارش اين فيلم متفاوت از فيلمنامه‌هايي كه من ديدم يا خواندم. از همان اول نگفتيم كه آنها آسماني هستند. موقع مرگ تك‌تك اين افراد مي‌فهمي كه اين آدم ارتباطش با خدا چقدر نزديك بوده است.

+ نوشته شده در  پنجشنبه هجدهم آبان 1385ساعت 18:25  توسط حمید  | 

سلام

با تشکر از همه دوستانی که توی نظرسنجی شرکت کردند و نظر دادن

در مورد سایت برای دانلود سریال وفا یا صاحبدلان من فقط سایت http://www.iranproud.com

رو میتونم معرفی کنم که تمام قسمت ها رو داره اما  مشکلی که هست اینه که حجمش زیاده اگه بقیه دوستان سایتی رو میشناسن آدرسش رو توی قسمت نظرات بنویسن

برای دانلود وفا اینجا و برای صاحبدلان اینجا کلیک کنید بعد هر قسمتی رو که خواستید روش کلیک کنید از شما یه اسم و پسورد می خواد که میتونید از اسم user_pp با رمز ۱۲۳۴۵۶ استفاده کنید .

نتایج نظرسنجی:

بازي آقاي پورسرخ در كدام نقش را بيشتر مي پسنديد؟

ژوبين ( 878رای، 56%)

شاهين ( 676رای، 43%)

مجموع آرا : 1554

با تسلیت به همه استقلالیها و تبریک به پرسپولیسی ها و تشکر از بازیکن های هر دو تیم برای بازی زیبایی که به نمایش گذاشتند

در ادامه مطلب هم اطلاعاتی در مورد ساعت شنی گذاشتم.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه چهاردهم آبان 1385ساعت 18:7  توسط حمید  | 

سلام به همه:

از اینکه نظر میدن خیلی ممنون

 جواب بعضی از نظرات:

۱- آقای پورسرخ برای فیلم برداری یک کار در مورد جنگ یه هفته میشه که به خرمشهر رفتن

۲- از اینکه آقا پوریا تو ساعت شنی چه تیپی داره من بی خبرم

۳- من کی گفتم فلان آی دی مال آقای پور سرخه که بعضی ها میگن من سر کارشون گذاشتم ( غیر از آی دی ای که خود آقا پوریا توی مجله تلاش همون اوایل داده بود که بعدا هم توی مصاحبه ای اعلام کرد که این هم یکی از اشتباهاتی بوهد که از در اثر بی تجربگی مرتکب شده)

۴-این فردی که با اسم های مختلف میاد نظر میده باید بگم من اصلا نظراتش رو تا ته نمی خونم از شما هم می خوام همین کار رو بکنید

۵- همه دوستانی که به این وب میان منو میشناسن با این چیزا نه من خراب میشم نه از محبوبیت   آقای پورسرخ چیزی کم میشه

۶- با تشکر از همه دوستانی که به من خسته نباشید گفتن منتظر پیشنهادات شما هستم

تعداد عکس ها ۵تاست اگه نیومد روی این اعداد کلیک کنید

1   2   3   4  5

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه یازدهم آبان 1385ساعت 17:47  توسط حمید  | 

سلام به همه:

از این به بعد فقط روزهای یکشنبه و پنجشنبه می تونم  وبلاگ رو به روز کنم.

اینم چهارتا عکس با تشکر از مانی و نازنین

+ نوشته شده در  یکشنبه هفتم آبان 1385ساعت 18:25  توسط حمید  | 

 

برای دیدن عکس هایی که کوچیک هستند در ابعاد واقعی رویشان کلیک کنید(تعداد عکس ها ۵تاست)

+ نوشته شده در  پنجشنبه چهارم آبان 1385ساعت 14:44  توسط حمید  | 

سلام به همه

با تبريك اين عيد به همه دوست داران آقاي پورسرخ به مناسبت اين عيد اين عكس رو طراحي كردم

كه به شما تقديم مي كنم.

منتظر عكس هاي بعدي هم باشيد

 

+ نوشته شده در  سه شنبه دوم آبان 1385ساعت 19:2  توسط حمید  | 

 با تشکر از آرزو و مانی

+ نوشته شده در  سه شنبه دوم آبان 1385ساعت 18:37  توسط حمید  | 

با سلام خدمت تمامی دوست داران آقای پورسرخ:

ضمن آرزوی قبولی عبادات شما در این ماه مبارک از همه دوستانی که به این وب میاین و نظر میدین ممنونم.

چند نکته در مورد بعضی نظرات :

۱- عزیزانی  که نظر میدن حق توهین به بقیه دوستان رو ندارند اگه هم با کس خاصی مشکل دارندYahoo Messenger رو برای این جور روز هایی ساختن

۲- از افرادی که کلا مخالف من و آقای پورسرخ هستن خواهش می کنم نظر ندن چون به خودشون زحمت میدن

۳-اگه کسی بر علیه آقای پورسرخ مطلبی نوشت بقیه هیچ واکنشی نشون ندن تا من اون نظر رو پاک کنم

۴-بعضی ها با اسم پوریا پورسرخ نظر میدن تا آی دی خودشون رو به بقیه معرفی کنن و سر کارشون بذارن که باید بگم هیچ کدوم از آی دی هایی که معرفی میشه مال آقا پوریا نیست

با تشکر از پیشنهاد های خوبتون منتظر پیشنهادها و انتقادات سازنده ی شما هستم.

اگه عکس یا مطلبی داشتید به آدرس hamid_b69@yahoo.com بفرستید تا بقیه هم از اون استفاده کنن

با تشکر از همه شما عزیزان به ویژه سحر، سما و .... برای این چهار تا عکس

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هفتم مهر 1385ساعت 15:2  توسط حمید  | 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و پنجم مهر 1385ساعت 14:29  توسط حمید  | 

با تشکر از همه دوستانی که به من لطف دارن و سپیده و سما برای این عکس ها

و در پایان یه کاغذ دیواری که سحر طراحی کرده منتظر طرح ها و عکس های شما برای بهتر شدن وبلاگ هستم نظر هم یادتون نره

+ نوشته شده در  جمعه بیست و یکم مهر 1385ساعت 10:43  توسط حمید  | 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیستم مهر 1385ساعت 13:28  توسط حمید  | 

اگه دیر آپ کردم مشکل سایت بلاگفا بود که امیدوارم حل شده باشه

+ نوشته شده در  سه شنبه هجدهم مهر 1385ساعت 18:39  توسط حمید  | 

ببخشید اگه کیفیتش زیاد خوب نیست

+ نوشته شده در  یکشنبه شانزدهم مهر 1385ساعت 15:50  توسط حمید  | 

برای دانلود اینجا کلیک کنید یه صفحه باز میشه بعد دانلود رو از پایین صفحه بزنید

اگه بعد از دانلود برای اجرای فایل مشکل داشتید بگید تا کمکتون کنم

+ نوشته شده در  شنبه پانزدهم مهر 1385ساعت 1:36  توسط حمید  | 

+ نوشته شده در  جمعه چهاردهم مهر 1385ساعت 16:45  توسط حمید  | 

با سلام به همه ی دوستداران آقای پورسرخ

من دیگه خسته شدم از بس در مورد ارتباط با پوریا، مصاحبه و.... به ملت توضیح دادم

هر کی از راه میرسه بدون اینکه مطالب سایت رو بخونه میاد یه چیزی به من میگه اون عزیزانی که

می خوان به من توهین کنن خوهشا اول مطالب گذشته رو بخونن یه کم سبک سنگین کنن بعد هر چی

 خواستن بگن. البته حرفها شون هم  برای من و بقیه دوستانی که توی این وب میان اهمیت نداره.

درضمن آی دی که تو نظرات نوشته بودن ماله پوریاست مال ایشون نیست

من سعیم رو می کنم تا بتونم دوباره کاری کنم که بتونید سوالات خودتون رو از طریق این

سایت از آقا پوریا بپرسید. 

با تشکر از همه دوستانی که به من خسته نباشد گفتن و آرزوی قبولی عبادت هاتون توی این ماه مبارک.

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوازدهم مهر 1385ساعت 15:24  توسط حمید  | 

+ نوشته شده در  سه شنبه یازدهم مهر 1385ساعت 14:32  توسط حمید  | 

اینم یه عکس که سما زحمتش رو کشیده

+ نوشته شده در  یکشنبه نهم مهر 1385ساعت 20:24  توسط حمید  | 

+ نوشته شده در  شنبه هشتم مهر 1385ساعت 18:45  توسط حمید  | 

۱- به گزارش سايت سينمايي سوره، فيلمبرداري اين پروژه حدود 45 جلسه کاري در تهران پيش بيني شده و گروه سازنده در تلاش است فيلم را براي شرکت در جشنواره فجر آماده کند. «مصائب دوشيزه» فيلمي اجتماعي درباره زندگي دختري مسيحي است که در آستانه ازدواج و در مورد هويت خود با پدرش تضاد و اختلاف عقيده دارد و بروز يک تصادف باعث تغييراتي در زندگي او مي شود.


    از ديگر عوامل توليد اين فيلم مي توان به مدير فيلمبرداري: حسن کريمي، طراح گريم: محسن ملکي، طراح صحنه و لباس: فرامرز بادرامپور، عکس: امير عابدي، جلوه هاي ويژه: عباس شوقي، بازيگران: پوريا پورسرخ، بهنوش طباطبايي، بهزاد فراهاني، مهدي پاکدل، جمشيد شاه محمدي، فهيمه رحيم نيا، محصول: رسانه بين المللي فيلمسازان و تهيه کننده: سيدغلامرضا موسوي اشاره کرد.

۲- فیلمبرداری فیلم سینمایی “روز سوم”‌ به کارگردانی محمدحسین لطیفی، پاییز سال جاری آغاز می‌شود.

حمید آخوندی که به همراه علیرضا جلالی، تهیه کنندگی این اثر را برعهده دارد، در گفت و گویی، با بیان این مطلب گفت: بتازگی مرحله‌ی انتخاب لوکیشن‌های فیلمبرداری “روز سوم” را به پایان رساندیم و هم‌اکنون در مرحله‌ی انتخاب بازیگر هستیم.

وی افزود: با توجه به داستان این اثر که درباره‌ی مقاومت سی و چهار روزه‌ی مردم خرمشهر در مقابل رژیم متجاوز عراق است، تمام لوکیشن‌های این فیلم در جنوب کشور است و آبادان به عنوان محل فیلمبرداری،‌ انتخاب شده است.

به گزارش خبرگزاری ارد بزرگ ، مهدی سجاده‌چی نگارش فیلمنامه "روز سوم" را برعهده داشته است و شهرام دانشپور به عنوان مدیر تولید و حق خضرآبادی در سمت مدیر تدارکات با این پروژه همکاری دارند. محسن نوروزی نیز طراح صحنه و لباس و شیرین خشایی، ‌برنامه ریز “روز سوم” است. تا کنون پوریا پورسرخ به همراه باران کوثری برای بازی در این فیلم انتخاب شده اند.

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه ششم مهر 1385ساعت 20:5  توسط حمید  | 

سلام به همه

فعلا این چند تا عکس رو داشته باشید تا عکس های بهتر و با کیفیت تر رو هم بعدا بذارم

+ نوشته شده در  چهارشنبه پنجم مهر 1385ساعت 15:0  توسط حمید  | 

سلام

من توضیح دادم که چه قدر سر پوریا شلوغ بود و از سر فیلم برداری صحبت می کرد . نمیشد بیشتر ازش سوال کرد.

اینم صدای پوریا در جواب سوال نظرت رو در مورد هوادارانت بگو.

از اینجا دانلود کنید.

+ نوشته شده در  سه شنبه چهارم مهر 1385ساعت 20:50  توسط حمید  | 

با تبریک شروع ماه رمضان و پخش سریال صاحب دلان

اینم یه عکس که برای اولین بار از این وب می بینید.

+ نوشته شده در  یکشنبه دوم مهر 1385ساعت 16:54  توسط حمید  | 

با تشکر از سپیده برای عکس اول و از سما برای دومی منتظر عکس ها و مطالب بقیه دوستان هستم

My Email : Hamid_b69@yahoo.com

+ نوشته شده در  یکشنبه دوم مهر 1385ساعت 15:25  توسط حمید  | 

با تشکر از سما برای این عکس

ضمنا هر یک از دوستان که عکس جدیدی از آقا پوریا داره برام بفرسته تا با نام خودتون توی وب

بذارم و بقیه هم بتونن ازش استفاده کنن.

+ نوشته شده در  پنجشنبه سی ام شهریور 1385ساعت 2:38  توسط حمید  | 

اینم عکس آقا پوریا تو برنامه الفبای مهربانی

دوستانی که هنوز نتونستن کلیپ رو دانلود کنن و راهنمایی می خوان:

۱- اینجا کلیک کنید.

۲-پنجره ای باز میشه ده ثانیه صبر کنید به صورت خودکار دانلود فایل شروع میشه امیدوارم موفق بشید

دانلود کنید

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هشتم شهریور 1385ساعت 15:7  توسط حمید  | 

با تشکر ویژه از سما 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هفتم شهریور 1385ساعت 15:59  توسط حمید  | 

این یکی دیگه جدیده اگه قبلی ها تکراری بود ببخشید.

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و ششم شهریور 1385ساعت 14:14  توسط حمید  | 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و ششم شهریور 1385ساعت 1:18  توسط حمید  | 

اینم یه عکس از پوریا منتظر عکس های بعدی باشید با تشکر از آرزو و مانی

+ نوشته شده در  جمعه بیست و چهارم شهریور 1385ساعت 1:55  توسط حمید  | 

سلام دوستان

من این کلیپ رو تو همون سایتی که صدای پوریا رو آپلود کرده بودم آپلود کردم امیدوارم این دفعه مشکل

نداشته باشه . اینجا کلیک کنید.

برای دیدن این کلیپ به صورت فلش اینجا کلیک کنید.

و اینم سومین راه که باید جواب بده : اینجا کلیک  کنید. پنجره جدیدی باز میشه و بعد از چند

ثانیه دانلود فایل شروع میشه

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و دوم شهریور 1385ساعت 8:1  توسط حمید  | 

سلام اینم یه هدیه ار طرف من به مناسبت این عید بزرگ به شما طرفدارهای آقا پوریا

صحنه گل دادن ژوبین به وفا هم که خیلی درخواست داشت داخلش هست.

از اینکه نظرات رو باید اول تایید کنم عذر می خوام مجبور شدم چون بعضی افراد خیلی دیگه

شورش رو در آورده بودند و بعضی ها هم از قول پوریا مطلب می نوشتند.

از اینجا دانلود کنید. و لذت ببرید.

+ نوشته شده در  یکشنبه نوزدهم شهریور 1385ساعت 16:48  توسط حمید  | 

با سلام و تبریک میلاد مهدی موعود به شما عزیزان

از اینکه نتونستم یکی دو هفته مطالب رو به روز کنم واقعا معذرت میخوام مشکلاتی برام درست

شده بود که تقریبا حل شد.

از تمام دوستانی که تو این مدت با نظراتشون این وبلاگ رو زنده نگه داشتم تشکر می کنم

جواب بعضی از نظرات :

۱-اون دوست های کوچولویی که می خوان سایت بزنن حتما این کار رو بکنند من خیلی

خوشحال می شم فقط کمتر دروغ بگن و من رو خراب کنن ممنون می شم!!!

۲-در مورد اون دوستی که میگه با دیدن سریال وفا مسلمون شده باید بگم قدمشون رو چشم

و ورودشون رو به این دین تبریک می گم

۳- خانومی که میگی پوریا ارزشش رو نداره اگه نداشت که براش ۳۰-۴۰ تا ایمیل نمی فرستادی؟؟؟؟

۵- کسی که میگی من دروغگوی بزرگ هستم و با پوریا ارتباط ندارم یا خیلی نفهمی یا خودت رو به نفهمی زدی. (ببخشید جواب این نفر رو باید این جوری بدی دیگه ) 

۴- اگه هم سوال یا انتقاد یا پیشنهادی دارید توی نظرات همین مطلب بنویسد تا جوابش رو بگیرید.

از همه عزیزانی که به من خسته نباشید میگن و نظر میدن تشکر میکنم امیدوارم بتونم جبران کنم.

 

+ نوشته شده در  شنبه هجدهم شهریور 1385ساعت 3:24  توسط حمید  | 


+ نوشته شده در  دوشنبه ششم شهریور 1385ساعت 0:48  توسط حمید  | 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه ششم شهریور 1385ساعت 0:32  توسط حمید  | 

سلام اینم مصاحبه من با پوریا پورسرخ

بالاخره من با آقا پوریا تماس گرفتم ساعت نزدیک ۲۳:۳۰ بود و پوریا هنوز سر فیلم برداری بود قرار شد که

۵ دقیقه دیگه بهش زنگ بزنم ، چون داشتم سوال ها رو تنظیم می کردم یه کم دیر شد و خود

پوریا با من تماس گرفت و به سوال های شما هوادارانش تو این وب سایت جواب داد.

تذکر :استفاده از این مصاحبه فقط با ذکر منبع http://www.pooria-poursorkh.tk مجاز میباشد .

حمید : آیا فقط بازی در سریال ساده دلان رو به خاطر اینکه آقای لطیفی کارگردانش بود قبول کردید؟

پوریا : فقط که نه ولی قسمت عمده اش به این دلیل بود . البته ۵۰ یا ۶۰ درصد کادر

سریال وفا هم تو این کار هستند و با یه سری بازیگر های جدید که به ما اضافه شدند،

گروه خوبی رو تشکیل دادند من به گروه هم نگاه کردم .

حمید : در مورد مضمون سریال ساده دلان کمی توضیح بدید .

پوریا : من مضمونش رو نمی تونم بگم .

حمید : از لحاظ کلی یه کم توضیح بدید .

پوریا : خوب طبعا چون کار برای ماه رمضان می خواد پخش بشه محتوایی مذهبی داره

و مخاطب خاص خودش رو داره و یه کم هم سنگینه

حمید : پسران آجری کی اکران میشه ؟

پوریا : من از زمان اکرانش اطلاعی ندارم .

حمید : نظرت در مورد حمله اسرائیل به لبنان چیه ؟

پوریا : من این رو تو بقیه جاها جواب دادم دیگه در موردش صحبت نمی کنم .

حمید : نظرتون رو مورد هوادارانتون بگید .

پوریا : خیلی برای همشون احترام قائلم از همشون متشکرم و واقعا هم

به حمایت تک تک شون احتیاج دارم خوصوصا خودت.

حمید : در مورد چیز های مورد علاقت من بعضی چیز ها رو میگم شما جواب بده ؟

پوریا : اینا رو جاهای دیگه من در موردش صحبت کردم

حمید : نمیشه حالا جواب بدی ؟

پوریا : می دونی چرا نمی گم تو این مدت یه سری تجربه هایی رو که دوست نداشتم بکنم ،

تجربه کردم برای همین تصمیم گرفتم دیگه در مورد مسائل غیر کاری صحبت نکنم .

حمید : تو این مدت اندازه سی سال بازیگری تجربه کسب کردی دیگه.

پوریا : خوب آره بعضی هاش خیلی تجربه های بدی بود .

حمید : حداقل فیلم های مورد علاقت رو بگو .

پوریا : مادر از علی حاتمی ، عینک دودی از حسین لطیفی .

حمید : از فیلم های خارجی ؟

پوریا :ترس اولیه

حمید : الان حدودا چند ساعت تو یه روز کار می کنی ؟

پوریا :بعضی روز ها به ۱۵ یا ۱۶ ساعت میرسه .

( قابل توجه بعضی شایعه ساز ها )

پوریا : خوب منو دارن صدا میزنن باید برم سر صحنه .

حمید : خیلی ممنون که توی این وضع به سوال های طرفدارات جواب دادی .

پوریا : خواهش می کنم خداحافظ .

میدونم بعضی سوال ها موند اگه خدا بخواد تو گفت و گوهای بعدی می پرسم .

+ نوشته شده در  جمعه سوم شهریور 1385ساعت 0:56  توسط حمید  | 

اینم پوریا در نمایی از فیلم پسران آجری

+ نوشته شده در  پنجشنبه دوم شهریور 1385ساعت 12:5  توسط حمید  | 

 

من نمی دونم چه مشکلی برای دانلود سریال وجود داره هر جا که به مشکل میخورید رو بنویسید.

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه دوم شهریور 1385ساعت 11:56  توسط حمید  | 

افرادی که می خوان سریال وفا رو دانلود کنن میتونن به سایت http://www.iranproud.com

برن وبا عضویت در اون سایت می تونید  ۱۲ قسمت سریال رو دانلود کنید.( برای این کار باید به قسمت Movie برید و بعد هم روی Serial کلیک کنید.)

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه یکم شهریور 1385ساعت 12:21  توسط حمید  | 

خیلی ممنون از شما دوست داران پوریا که به این وبلاگ سر میزنید و نظر می دید. و به من و پوریا لطف دارین.

جواب بعضی از نظر ها:

الناز خانوم خیلی ممنون که نظر میدی و همیشه سر می زنی ولی زیادی داری به من گیر میدی اگه دوست داری بیشتر از من بدونی ایمیلت رو بنویس . ضمنا اگه دوست داری تبلیغ کنی بکن و گرنه هم هیچ مشکلی برای من یا وبلاگ پیش نمیاد .

در مورد سوال ها هم ۳یا ۴ تا سوال درست و حسابی بیشتر نشده اگه بیشتر بشه حتما تو یه فرصت مناسب ازش میپرسم.

اگه عکس ها هم یه کم تکراری شده بود باید ببخشید از این به بعد سعی میکنم تموم عکس ها جدید باشن و برای اولین بار از این وبلاگ ببینیدشون

ضمنا من تو مشهد زندگی میکنم و نمی تونم برم سر کار پوریا و ازش عکس بگیرم

در مورد عکس های شخصی و بچگی پوریا هم با پوریا صحبت می کنم.

با تشکر از پریسا، گلبرگ، محمد، الناز ،منصوره ، یاسمن و فرشته که بیشتر به من سر میزنن و همه دوستدارن پوریا

+ نوشته شده در  سه شنبه سی و یکم مرداد 1385ساعت 20:57  توسط حمید  | 

این بهترین ، جدیدترین ،خوشگل ترین ، باکیفیت ترین و ..... ترین عکس از پوریا جون اصلا هم تکراری

نیست توی این بی عکسی خودم رو کشتم تا تونستم پیداش کنم حتما در موردش نظر بدید

 چون چند وقتیه نظرات شما کم شده .میتونید از اینجا هم دانلودش کنید.

با اندازه کوچیک تر از اینجا دانلود کنید.

با تشکر از آرزو ، مانی و مجید

+ نوشته شده در  سه شنبه سی و یکم مرداد 1385ساعت 20:7  توسط حمید  | 

اینم یه عکس با کیفیت از وبلاگ سینا گرافیک اگه عکس کامل نشد از اینجا دانلود کنید.

 

+ نوشته شده در  سه شنبه سی و یکم مرداد 1385ساعت 3:34  توسط حمید  | 

اینم کلیپ حسبی ربی از سامی یوسف به چهار زبان به مناسبت این عید باز بگین من بی بخارم

از اینجا دانلود کنید.

 ضمنا از این به بعد با آدرس www.pooria-poursorkh.tk هم می تونید

به این وبلاگ دسترسی پیدا کنید.

+ نوشته شده در  سه شنبه سی و یکم مرداد 1385ساعت 1:36  توسط حمید  | 

مبعث رسول الله بر شما دوست داران پوریا مبارک

ستاره ای بدرخشيد و ماه مجلس شد             

                دل رميده ما را انيس و مونس شد


نگار من که به مکتب نرفت و خط ننوشت
        

                  بغمزه مسئله آموز صد مدرس شد


ببوی او دل بيمار عاشقان چو صبا
     

                 فدای عارض نسرين و چشم نرگس شد


بصدر مصطبه ام می نشاند اکنون دوست
  

               گدای شهر نگه کن که مير مجلس شد


طربسرای محبت کنون شود معمور
  

                     که طاق ابروی يار منش مهندس شد


لب از ترشح می پاک کن برای خدا
  

                     که خاطرم به هزاران گنه موسوس شد
 

کرشمه تو شرابی به عارفان پيمود        

                    که علم بی خبر افتاد و عقل بی حس شد
 

چو زر عزيز وجودست شعر من آری    

                        قبول دولتيان کيميای اين مس شد
 

خيال آب خضر بست و جام کيخسرو      

               بجرعه نوشی سلطان ابوالفوارس شد
 

زراه ميکده ياران عنان بگردانيد        

                 چرا که حافظ از اين راه برفت و مفلس شد

           

+ نوشته شده در  سه شنبه سی و یکم مرداد 1385ساعت 1:28  توسط حمید  | 

سلام شما میتونید سوالات تون رو از پوریا بپرسید.هرسوالی دارید (خواهشا کوتاه و درست وحسابی باشن) تو قسمت نظرات همین نوشته بنویسید من قول میدم تا هفته دیگه بتونم اونا رو از پوریا بپرسم و جوابش رو براتون بنویسم اگه سوالای شما خیلی شد در چند مرحله این کار رو انجام میدم. به دوستاتون هم این رو بگید.ضمنا تو نظرسنجی هم شرکت کنید.

+ نوشته شده در  شنبه بیست و هشتم مرداد 1385ساعت 18:10  توسط حمید  | 

سلام دوستان اینم یه جور نظر سنجی دیگه برای رای دادن به پایین صفحه مراجعه کنید.

+ نوشته شده در  شنبه بیست و هشتم مرداد 1385ساعت 1:40  توسط حمید  | 

از وقتی اومدم دوتا خبر نسبتا جدید شنیدم امیدوارم برای همه سوخته نباشن. نظرات شما دوستان رو خوندم از شما واقعا متشکرم.ضمنا آقا محمد میشه ایمیلت رو برام بنویسی؟ جواب بعضی از نظرات ۱-من افغانستان نبودم به یه سفر زیارتی رفته بودم ۲- آقا یا خانوم من،من یه آی دی از پوریا رو که تو مجله تلاش نوشته بود تو وب  نوشتم تقصیر من نیست که شما نخوندی  poria_4@yahoo.com یه آی دی دیگه هم هست که من دارم و به کسی هم نمی تونم بدم ۳-اینکه پوریا جواب ایمیل ها رو نمی ده خودش هم توضیح داد که سرش شلوغه داره تو فیلم آقای لطیفی هم بازی میکنه ناراحت نشید

با گذشت 40 درصد از فیلمبرداری میهمان به کارگردانی سعید اسدی و به تهیه کنندگی عبدالله علیخانی و حسین فرح بخش فیلمبرداری آن به مدیریت فرج حیدری همچنان در تهران ادامه دلرد . مستانه مهاجر به زودی تدوین این فیلم را آغاز می کند . میهمان به تقابل فرهنگ شرق و غرب می پردازد و در نهایت فرهنگ انسانی شرقی و ایرانی در آن برجسته نشان داده می شود . بازیگران : امین حیایی ، محمدرضا شریفی نیا ، شقایق فراهانی ، حسام نواب صفوی ،مریم امیر جلالی ، امیر مهدی کیا ،الیزلبت امینی ، زهره حمیدی و بازیگر سینمای آمریکا : کرولاین پیج با حضور ثریا قاسمی و با معرفی پوریا پورسرخ و بهناز حوری .

فیلم پسران آجری هم که پوریا نقش اصلی اون رو بازی کرده مراحل پایانی تدوینش سپری میکنه امیدوارم هرچه زود تر تموم بشه

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و پنجم مرداد 1385ساعت 2:8  توسط حمید  | 

حقیقتش تا چند ساعت دیگه می خوام برم ولی دلم نیومد نظر پوریا رو ننویسم ضمنا به ایمیل من هم جواب داده بود منتظر خبر های خوبی باشید تا دو هفته دیگه
سلام به همگی
ممنونم از لطفتون.ایمیل های زیباتون رو یک به یک میخونم و لذت میبرم و عذر میخوام که نمیتونم پاسخ بدم.میدونین همزمان سر فیلمبرداری دو تا کارم.سریال ساده دلان برای ماه رمضان و سینمایی مهمان.سینمایی پسران اجری هم که تمام شد.لطفتون رو از طریق همین وبلاگ پیگیرم و ارزو میکنم به همه ارزوهای قشنگتون برسین
+ نوشته شده در  جمعه ششم مرداد 1385ساعت 17:35  توسط حمید  | 

با عرض پوزش از شما عزیزان من دارم به یه مسافرت خارج از کشور میرم این چند هفته هم درگیر کارهام بودم اگه خدا بخواد جمعه میرم تا دو سه هفته دیگه هم نیستم. باید منو ببخشید که هنوز نیومده رفتم اگه کسی میخواد من حاضرم اداره وبلاگ رو به اون بسپرم
+ نوشته شده در  یکشنبه یکم مرداد 1385ساعت 19:53  توسط حمید  | 

+ نوشته شده در  جمعه شانزدهم تیر 1385ساعت 11:10  توسط حمید  | 

+ نوشته شده در  جمعه شانزدهم تیر 1385ساعت 10:50  توسط حمید  | 

+ نوشته شده در  پنجشنبه پانزدهم تیر 1385ساعت 19:24  توسط حمید  | 

من قصد دارم قسمتی رو به اخبار در مورد پوریا اختصاص بدم هرکس خبری رو به دست آورد حتما من رو خبر کنه

منتظر دیدن پوریا بر پرده سینما باشید.

 فیلم پسران آجری با بازی پوریا آخرین مراحل خودش رو به پایان میرسونه سایر بازیگران این فیلم بهنوش طباطیایی ، ابوالفضل پورعرب و فرزاد فرزین هستند .

 

+ نوشته شده در  جمعه نهم تیر 1385ساعت 10:29  توسط حمید  | 

+ نوشته شده در  پنجشنبه هشتم تیر 1385ساعت 15:49  توسط حمید  | 

+ نوشته شده در  پنجشنبه هشتم تیر 1385ساعت 14:35  توسط حمید  | 

+ نوشته شده در  سه شنبه ششم تیر 1385ساعت 17:23  توسط حمید  | 

از من خواستن قسمتی رو درست کنم تا تولد پوریا رو بهش تبریک بگید پیام ها تون رو در قسمت نظرات بنویسید امیدوارم پوریا بخونه و لذت ببره

 

+ نوشته شده در  یکشنبه چهارم تیر 1385ساعت 22:47  توسط حمید  | 

 

دوستان من قصد دارم کاری کنم که شما از طریق این وبلاگ بتونید سوالاتون رو از پوریا بپرسید همه چیز بستگی به نظر پوریا داره . قول ۱۰۰٪ نمیدم که بشه فعلا منتظر باشید.

+ نوشته شده در  یکشنبه چهارم تیر 1385ساعت 22:35  توسط حمید  | 

+ نوشته شده در  یکشنبه چهارم تیر 1385ساعت 22:28  توسط حمید  | 

پوریا جان تولدت مبارک صد سال به این سال ها

+ نوشته شده در  یکشنبه چهارم تیر 1385ساعت 21:49  توسط حمید  | 

ارزش نظر دادن نداره؟؟؟

+ نوشته شده در  جمعه دوم تیر 1385ساعت 15:8  توسط حمید  | 

کلیک روی عکس ها رو فراموش نکنید.

 

 

 

+ نوشته شده در  جمعه دوم تیر 1385ساعت 14:4  توسط حمید  | 

 

+ نوشته شده در  جمعه دوم تیر 1385ساعت 13:56  توسط حمید  | 

+ نوشته شده در  جمعه دوم تیر 1385ساعت 13:33  توسط حمید  | 

سلام عزیزان من برگشتم با دست پر هم اومدم منتظرم باشید.
+ نوشته شده در  پنجشنبه یکم تیر 1385ساعت 20:47  توسط حمید  | 

کشتی ما هم مثه آقای کاووسی به گل نشست اما نه برای همیشه به زودی بر میگردم .

اینم سه تا پوستر جدید از پوریا پورسرخ (روی عکس ها کلیک کنید)

اگه عکس ها رو نمیبینیداینجا کلیک کنید:  ۱و۲ و۳

 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و دوم اردیبهشت 1385ساعت 16:46  توسط حمید  | 

سلام
 من قصد واگذاری وبلاگ یا گرفتن یه شریک برای وبلاگ دارم هرکی مایله به من کمک کنه حتما از طریق قسمت نظرات به من خبر بده.
 ضمنا مستانه من نمی تونم اینجا چیزی بهت بگم اگه دل و جیگر شو داری (که نداری) آی دی تو بده تا جواب تو  بگیری.
+ نوشته شده در  سه شنبه دوازدهم اردیبهشت 1385ساعت 19:34  توسط حمید  |